ابو الفضل مير محمدى زرندى

172

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

1 - همچنان كه در بحثهاى سابق اشاره كرديم ، برداشتهاى باطلى از حديث شده بود ( قرآن با هفت حرف نازل شده ) كه موجب اختلاف شديد گشت مثلا عبد اللّه بن مسعود و ابىّ بن كعب و مانند آنان كلمات قرآن را به مرادف تبديل كردند و در كار خود به آن حديث تمسك مىكردند . و از ابن مسعود نقل شده كه به جاى « كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ » « كالصّوف المنفوش » تلاوت مىكرد ، و مىگفت : چون صوف در معناى عهن است . و ابىّ بن كعب در آيهء شريفه « كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ » ، « سعوا فيه » يا « مرّوا فيه » تلاوت مىكرد ، و مىگفت : چون مشى و سعى و مرور داراى معناى واحدند ، و همينطور انس در آيهء شريفه « هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا » « اصوب قيلا » مىخوانده ، و در وجه آن مىگفته : اقوم و اصوب به يك معنايند . اين كار قرّاء ، باعث اختلاف شديد تابعين آنها شد تا به جائى رسيد كه حذيفه نگران شد و به عثمان هشدار داد تا امت را دريابد قبل از آنكه مانند يهود و نصارى در كتاب خود اختلاف كنند سپس جريان را به اطلاع عثمان رسانيد و گفت : اهل عراق ، قرآن را طورى تلاوت مىكنند و آن را به ابن مسعود نسبت مىدهند كه اهل شام آن را نشنيده‌اند ، ناچار همديگر را تكفير مىكنند . و نيز در سابق اشاره شد : معناى حديث چنان نيست كه ابن مسعود و امثال آن فهميده‌اند كه بشود تغيير لفظ داد بلكه مراد ، تعدد در معانى است ، پس رجوع شود به بحث خود « 1 » . و بالأخره عثمان به گروهى از صحابه دستور داد تا قرآنهائى از روى قرآنى كه در عصر ابو بكر نوشته شده بود بنويسند و مردم را وادار كرد تا با قرائت واحده از روى قرآنهايى كه نوشته شده بخوانند و الفاظ مترادفه را كنار بگذارند تا از بين برود . . . 2 - اختلاف در صورت و شكل الفاظ قرآنى كه از بى نقطگى و بى اعرابى قرآن ناشى شده بود : زيرا هر كس بر طبق ذوق خود آن را قرائت مىكرد ، و معلوم است ، اين اختلاف پس از رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) و صحابهء گراميش بود زيرا معاصرين ، الفاظ قرآن را از خود پيغمبر اسلام شنيده بودند پس قرآن در آن زمان ، مسموع بود ، نه مكتوب ، و اما كسانى كه دور از حضور پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) بودند و با صحابه نيز تماسى نداشتند ، ناچار ، قرآن را بايستى از روى نوشته بخوانند ، و معلوم است مكتوبى كه خالى از اعراب و نقطه باشد

--> ( 1 ) بحث مصاحف صحابه .